ـ تاریخچه موزه در ایران      http://museology.blogfa.com /

 آنچه در بررسی میراث فرهنگی در ایران غیر قابل انکار به نظر می رسد توام بودن زندگی روزانه مردم با آثار باقیمانده از گذشته، از دیر باز تا اکنون است. پراکندگی سکونت در سطح فلات ایران از هزاره های پنجم و ششم قبل از میلاد تا کنون و آثار بیشمار باقیمانده در نقاط مختلف این سر زمین گواه آن است که مردم ایران در طول زندگی خود نمی توانستند از تماس و هم زیستی با آثار تاریخی خویش دور بوده باشند. ایشان از قدیم ترین ایام با ساختن نقش برجسته و تشریح حوادث زمان خود و با نگاشتن کتیبه های متعدد به وضوح آیندگان را مخاطب قرار داده اند. الواح طلا و نقره مکشوفه در کاخ آپادای تخت جمشید( مربوط به سالهای 518- 520 ق .م) که به عنوان سنگ یادمان شروع بنا در نظر گرفته شده، خصوصاً با توضیحاتی که در متن آن و با سه زبان ذکر گردیده، و تکرار آن در کاخ دیگری در همدان نمونه خوبی است برای بیان تلاش به عمل آمده در برقراری با آیندگان و گواه درک روشنی است از عملکرد فرهنگی آثار تاریخی در 2500 سال قبل. تاریخچه پيدايش موزه در ايران تاريخ مشخصي دارد، اما مجموعه اموال فرهنگي و تاريخي- و به لحاظ ساخت و پرداخت – كه نمادي از انديشه و فرهنگ و هنر هر ملت است، داراي قدمتي به گستردگي هويت تاريخي كشور ماست. برپايي نخستين موزه در ايران حكايت‌گر شكل گرفتن يك مؤسسه فرهنگي بر اساس الگوي فرنگي آن است. ريشه‌هاي انگيزش اوليه اين اقدام را بايد در ارتباط روز‌افزون ايرانيان با فرنگيان جست. غربيان از زمان صفويه به ايران سرازير شدند و موقعيت استراتژيكي ايران در منطقه از يك طرف و نيز رشد بازرگاني و تجارت دوره‌ي صفويه، به ويژه در زمان حكومت شاه عباس از طرف ديگر، باعث تسريع اين حركت شد. در آغاز ورود پايگاه نفوذ آنان، دربار بود ولي با سقوط دولت صفوي، اين نفوذ به دليل جنگ‌هاي درون مرزي و برون مرزي كند شد. آغاز حكومت قاجاريه با جنگ‌هاي داخلي و بعد تهاجمات همسايه‌ي قدرتمند (روسيه) به نواحي شمالي ايران همراه گرديد كه به دنبال آن بخشي از پيكره‌ي خاك كشورمان جدا گرديد[1] و اين امر دربار ايران را از عقب‌ماندگي و ضعف قشون نظامي ايران نسبت به روسيه آگاه كرد. در رواج اين تحولات كشورهاي بزرگ غرب، براي حفظ منافع خود در منطقه و نيز نفوذ در ايران، برنامه‌هاي گوناگون را تدارك ديدند فتحعلي شاه قاجار نيز براي رهايي از بن‌بست نظامي، با فرانسوي‌ها پيمان نظامي بست و نخستين گروه از نظاميان فرانسوي وارد ايران شدند و به نوسازي قشون نظامي ايران پرداختند.

به دنبال آن انگليس‌ها نيز وارد ايران شدند. در همين دوران از طرف دربار ايران عده‌اي به فرنگ روانه گرديدند كه بعضي از آنان مأموريت سياسي داشتند و برخي ديگر مأموريت آموزشي.

 پس از گذشت مدت زماني روشنفكران نيز براي سياحت به فرنگ رفتند. بزرگ‌ترين دستاورد فرنگ رفتگان، روزنامه‌ي سفرشان بود. سفرنامه‌نويسي در آن دوره تا جايي رونق گرفته بود كه ناصرالدين شاه برخي از مأموران سفركرده را مجبور به نوشتن سفرنامه‌شان مي‌كرد. اين سياحان در ديدار از فرنگ اغلب به بازديد از موزه‌ها مي‌رفتند، از اين‌رو موزه‌ در روزنامه‌ي سفر اين افراد، جايگاه ويژه‌اي پيدا مي‌كند گشت و گذار در غرب و تأثير آن بر جامعه‌ي درباري و بالطبع روشنفكري ايران، با رفتن ناصرالدين شاه به فرنگ در سال 1290 هجري به اوج خود مي‌رسد. بعد از بازگشت ناصرالدين شاه از نخستين سفر به فرنگ بود كه دستور ساختن تكيه‌ي دولت، همانند آلبرت‌ هان لندن داده شد و به دنبال آن و به دستور ناصرالدين شاه با پيروي از موزه‌هاي غرب در شمال كاخ گلستان محلي به تقلید اروپاییان موزه گذاشته نام گذاری شد. شیندلر در سال 1875 م به این موضوع بدین گونه اشاره می نماید[2]. اين موزه كه مرسوم به همايوني بود اولين موزه از نوع خود در ايران به حساب مي‌آيد صنيع‌الدوله در روزنامه‌ي ايران به سال 1293 دعوت عامي از مردم كرد و در سال 1308 ه.ق مرحوم استاد حسين طاهرزاده بهزاد صنيع‌الدوله در روزنامه‌ي ايران به سال 1293 دعوت عامي از مردم كرد تا جواهر گرانبها و اشياي نفيسه و قديمه خود را جهت اتاق موزه‌ي همايوني به قيمت عادلانه در اختيار دارالطباعه قرار دهند. در سال 1308 ه.ق مرحوم استاد حسين طاهرزاده بهزاد كه براي اصلاح هنرهاي زيبا به ايران آمده بود، بنيانگذار هنرستان صنايع قديم و موزه‌ي آن در سال 1309 ه.ق مي‌شود كه در حال حاضر در محوطه‌ي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و به نام موزه‌ي هنرهاي ملي است و اين موزه وظيفه‌ي عرضه و معرفي آثار هنرمندان برجسته هنرهاي سنتي ايران در دوره معاصر را به عهده دارد. دو موزه‌ي آستان قدس رضوي و آستان حضرت معصومه به ترتيب در مشهد نيز در سال 1312 افتتاح گرديد مجموعه‌ي موزه‌ي آستان قدس رضوي از نذورات شيعيان و هداياي شاه عباس صفوي كه حداقل در سيصد سال گذشته گردآوري شده بود، بوجود آمد. اين موزه از مشهورترين موزه‌هاي اسلامي و در سطح بين‌المللي معروف مي‌باشد. بالاخره به دنبال لغو امتياز 1900 ميلادي كه به موجب آن مظفرالدين شاه امتياز حفاري كاوش‌هاي باستان‌شناسي در تمام نقاط ايران را به مدت 60 سال به دولت فرانسه واگذار نموده بود، در سال 1308 ه.ش آقاي گدار به استخدام دولت ايران درآمده و در سال 1312 به يكي از تعهدات خود عمل كرده و ساختمان موزه‌اي نوبنياد را كه نقشه آن را خود طرح كرده بود، در محل فعلي موزه‌ي ايران‌باستان[3] آغاز كرد بناي ساختمان با معماري حاج‌عباسعلي معمارباشي به اتمام رسيد و در سال 1315 اشياي موزه ملي از عمارت مسعوديه به اين ساختمان منتقل گرديد. در سال 1316 اين موزه افتتاح و قسمت اداري اداره‌ي عتيقات نيز به اين ساختمان انتقال داده شد. سپس دايره‌ي انسان‌شناسي اداره عتيقات از ادارات وزارت معارف، اوقاف و صنايع مستظرفه، بنگاه و موزه‌ي مردم‌شناسي را بنا نهاد. موزه‌ي مذكور در سال 1314 ه.ش در قسمتي از ساختمان اداره‌ي عتيقات بود، ولي بعدها با زياد شدن آثار در سال 1316 ه.ش به ساختمان ديگري در خيابان بوعلي منتقل گرديد. در نهايت در سال 1347 ه.ش از ساختمان قبلي به كاخ ابيض در محوطه‌ي كاخ گلستان انتقال يافت كه تا حدي نيز موزه‌ي مردم‌شناسي شناخته مي‌شد و پس از آن انتقال موزه‌ي مردم‌شناسي به كاخ سعدآباد صورت گرفت و هم‌اكنون به همان عنوان به فعاليت خود ادامه مي‌دهد. در مطالب ارائه‌ شده مشخص مي‌گردد كه توجه به ميراث فرهنگي و موزه و مكان‌هاي فرهنگي روند رو به رشدي پيدا كرده است. همچنين كاوش‌هاي باستان‌شناسي هيأت‌هاي خارجي در محوطه‌هاي باستاني مانند تخت جمشيد و هفت‌تپه نياز به ايجاد محلي مناسب براي حفظ آثار كشف‌شده را سبب گرديده بود و اين امر باعث تولد موزه‌هاي محوطه‌هاي باستان‌شناسي گرديد.در همين دوران شاهد افتتاح موزه‌هايي در ديگر استان‌هاي كشور، از جمله موزه‌ي شهر اصفهان در كاخ چهل‌ستون در سال 1316 ه.ش، موزه‌ي فارس در سال 1315 ه.ش واقع در بناي تاريخي كريمخان‌ زند و ... مي‌باشيم. تا اين دوره موزه‌ها بيشتر با نگرش اهميت بر شيء ساخته مي‌شدند ولي در دهه‌ي 50 جهشي در اين نگرش بوجود آمده و شاهد هستيم كه براي طراحي داخلي موزه‌ي آبگينه از يك معمار اتريشي به نام هانس هولاين دعوت مي‌گردد و با اين حركت معماري نيز به خدمت موزه درمي‌آيد. همچنين در اين دوره ما شاهد تحولي در شكل‌گيري موزه‌ها هستيم، از جمله موزه‌هايي با توجه به موضوع، مانند موزه‌ي هنرهاي معاصر و ... تحولات مرتبط با موضوع موزه در ايران همچنان ادامه دارد تا اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 و به دنبال آن جنگ تحميلي در طي هشت سال، عملاً تحول خاصي را در موزه‌ و ميراث فرهنگي نمي‌بينيم و از سويي به دليل كمرنگ‌شدن روابط ايران با كشورهاي ديگر از دانش موزه و موزه‌داري در جهان نيز كم‌اطلاع شده و اين دانش به شكل بومي رشد و نمو پيدا كند و شايد اين خود دليل بر وجود فاصله‌ي زياد موزه و موزه‌داري در ايران در مقايسه با ساير كشورها باشد.



[1] قرارداد ننگین ترکمنچای و گلستان که بخشهای از شمال ایران را در اختیار ایشان قرار داد.

[2] نخستین موزه دولتی ایران را ناصر الدین شاه در کاخ گلستان تاسیس کرد. وی در سال 1290 ه ش تصمیم گرفت که موزه ای شبیه به موزه های غربی تاسیس کند؛ برای این منظور، بناهای قدیمی شمال باغ گلستان را خراب کردند و اتاق موزه، سرسرا، حوضخانه و سایر ملحقات آن ساختند.

[3] -ساختمان موزه باستان(1316) نمونه ای برگزیده برای چگونگی گرایش جدید نسبت به میراث فرهنگی در ایران است. این موزه توسط آندره گدار معمار فرانسوی، که دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران را نیز پایه گذاری نمود طراحی شده است. ابتدا به نام موزه توجه می کنیم. گر چه این موزه همراه با کتابخانه ملی طراحی و ساخته شد و تمام اشیاء آن قبل از انتقال در موزه ملی ایران قرار داشت ولی با کمال تعجب موزه ملی ایران نامیده نشد. طرح موزه نیز نه تنها ساسانی بلکه کپی بود از طاق کسری- مرکز حکومت ساسانیان- که قویاً یاد آور بنایی بود که توسط مسلمین سر نگون گشته بود.